واذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما فلما كشفنا عنه ضره مر كان لم يدعنا الى ضر مسه كذلك زين للمسرفين ما كانوا يعملون
وچون انسان را گزندی رسد، ما را - در همه حالات - به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده - به يارى - مى خواند، پس زمانى كه گزند وآسيبش را برطرف كنيم، چنان است كه گويى هرگز ما را - به يارى - نخوانده است! (قرآن شریف - یونس / ۱۲)

به نظر شما این جمله با چه لحنی بیان شده‌است؟ عصبانیت؟‌ ناراحتی؟‌ انتقاد؟ یا مثل من فکر می‌کنید با خنده؟
بد نیست به زبان خودمان بخوانیمش؛ می‌شود یک همچین‌چیزی:
وقتی گرفتار می‌شی، دم به دقیقه دم پر ما آویزونی و بالا پایین می‌پری، ولی کارت رو که راه می‌اندازیم، حاجی حاجی مکه! انگار نه انگار که پاشنه دروازه ما رو از جا کندی!

شنیدن این جمله‌ها رو با خنده راحت‌تر می‌شه تجسم کرد، به خدا هم بیشتر می‌آد از کارهای ما خنده‌ش بگیره.

لينک نوشته
       

به همه سلام. من مزارم، مزار شريف. جای همه خالی (خالی واقعا؟!) به اميد خدا فردا می‌رم کابل. از آسمون کفتر می‌آد (چون دور و بر روضه شریف - قبر احتمالی علی(ع) - پر از کفتره، مثل مشهد خودمان) اما خدا به سر شاهده هیچ دختری در کار نیست! این‌ها همه شایعه دشمنان است که اینجا چنین است و چنان!

من اینجا و هرجا که از این پس می‌خواهم برم، دنبال وارستگی می‌گردم - قطع وابستگی - اگر دوستم دارید، دعا کنید که پیداش کنم.

پ.ن/ اینجا کابل. قابل توجه کسانی که به موضوع وابستگی و وارستگی من علاقه ویژه پیدا کرده‌اند؛ هیچ خبری - تاکید می‌کنم - هیچ خبری از فرود، سقوط، هبوط، صعود و ... هیچ پرنده یا دختری نیست! من شدیدا تکذیب می‌کنم! از ما گفتن.

لينک نوشته
       

... فیعلن صیدای مرا  از هیرات بشنوید، تا بعد!
آرام باشید و‌ جانیتان جور...

لينک نوشته