چراغ‌های آن طبقه خاموش‌اند   

 

کاش بهار پنج سال پیش بود و من عاشق دختر صندل‌پوش می‌شدم که لاک آبی زده بود و مدام از بطری‌اش آب می‌خورد.

کاش.

لينک نوشته