هر کجا هستم؟   

حدیث کم وبلاگ می‌نویسد و کم به اینترنت سر می‌زند. آن‌قدری که من خبر دارم دارد کارهای پول دربیار می‌کند و فیلمنامه می‌نویسد و خوش‌خوشانش است و دیگر وقتی برای این مهملات ندارد لابد.
اما من با این که معمولا می‌دانم خبری از شعر تازه و حرف تازه‌ای در وبلاگش نیست، با بهانه و بی‌بهانه زیاد به وبلاگش سر می‌زنم و همیشه هم اسمم را که لطف کرده و بین دوستان وبلاگی‌اش سومین اسم گذاشته چک می‌کنم که سر جایش باشد؛ که پایین نرفته باشد! توی وبلاگ‌های دیگری هم که آدم‌هایشان - حقیقتا یا مجازا - برایم مهم هستند همین‌طور، زیاد سرک می‌کشم. انگار نیاز دارم به این که ببینم توی فکر دیگران، حس دیگران و زندگی دیگران، سر جایم هستم.
خودم البته می‌دانم که چقدر این نگرانی َپیش از سرک کشیدن به وبلاگ این و آن، و اطمینان خاطر بعدش احمقانه‌ست. تازه بماند که این دنیای مجازی و روابط مجازی‌اش است و نسبت دادنش با واقعیت به خودی خود بی‌معنی‌ست. اما انگار این دلشوره‌ی فراموش شدن، یا مهم نبودن یا دیده نشدن همیشه با من است.

شما هم همچین دلشوره‌ای دارید آیا؟

لينک نوشته