مرگی دیگر   

آن روزها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم  سرشار
.
.
آن روزها رفتند
آن روزهای جذبه و حیرت
آن روزهای خواب و بیداری
.
.
آن روزها رفتند
آن روزهای عید
آن انتظار آفتاب و گل
.
.
آن روزها رفتند
آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می‌پوسند
 از تابش خورشید پوسیدند
و گم شدند آن کوچه های‌گیج از عطر اقاقی‌ها
در ازدحام پر هیاهوی خیابان‌های بی‌برگشت.
.
.
آن روزها رفتند...

-فروغ فرخزاد

لينک نوشته