بزنيد از خانه بيرون (تهرانی‌ها) و تصاوير خيابان‌های شهر را با دقت به ذهن بسپاريد. تهران يک شهر قابل تحمل شده (فقط قابل تحمل، نه خوب يا متوسط، آن هم به خاطر طرح زوج و فرد و باران پريروز) و می‌شود تويش زندگی کرد. اعصاب راننده‌ها، مسافرها و پياده‌ها خرد و خاکشير نيست و آدم‌های ترافيک‌زده مثل سگ به هم نمی‌پرند. چند روزی است که بدون دل‌به‌هم‌خوردگی می‌توانيم توی شهرمان (اصلا شهر«مان») زندگی کنيم.

اما همه اين‌ها موقتی است. خدا می‌داند و من و شما می‌دانيم که هيچ مسوولی جنمش را ندارد اين محدوديت را ادامه دهد و تثبيت کند (و بلکه گسترده‌ترش کند). حداقل دليل اين ادعای نااميدانه هم در چندکيلومتری تهران قرار دارد: کارخانه ايران خودرو، و آن طرف‌تر سایپا. و خودروسازی ملی که نه فقط سود، که خيلی چيزهای سرشاری برای خيلی‌ها دارد.

برويد بيرون و تهران را ببينيد. شهر خيلی خوش‌قلبمان دوست دارد قبل از مرگش ما را خوشحال کند و خاطره‌ای خوش برايمان به جا بگذارد. اين آخرين فرصتی است که می‌شود اين شهر را دوست داشت.

لينک نوشته