توی دوستان من، کسانی هستند که مثلاْ از هم متنفرند، چشم ديدن هم را ندارند و فکر می‌کنند آن‌يکی نامردی‌ای در حقشان کرده که شمر با امام حسين نکرده. من می‌گويم - و همه‌مان حالی‌مان شده - که دنيا خيلی کوچک‌تر از اين حرف‌هاست. که آدمی که مطمئنی ديگر توی زندگی‌ت نخواهی ديدش سر از مهمانی يک آدم ظاهرا بی‌ربط يا کامنت‌های وبلاگ کسی در آن‌طرف دنيا درمی‌آورد. من می‌گويم دنيا آن‌قدر بزرگ و زندگی آن‌قدر طولانی نيست که  من و تو بتوانيم آدم کامل کامل کاملی برای دوستی پيدا کنيم؛ اصلا اگر چنين کسی وجود داشته‌باشد.

حالا چی؟ می‌گوييد مزخرف می‌گويم؟‌شعار می‌دهم؟ خيلی خوش‌بينم؟ مسائل اين‌طور‌ها هم راحت نيست که من ادعا می‌کنم؟ به جهنم؛ باز هم هر گهی دلتان می‌خواهد بخوريد و تا جايی که می‌توانيد دهان هم‌ديگر را سرويس کنيد!

لينک نوشته