(۱) کلمات کم‌فروش ترین کاسب‌های دنیا هستند. هیچ‌وقت ارزش فکر یا حسی را که به خاطرش ادا شده‌اند به همراه ندارند. همیشه می‌آیند و می‌روند و احساس تو را با خود می‌دزدند و می‌برند.

(۲) امروز باز هم مضحکه تلخ جشن نیکوکاری برپا است. تحقیر و گداصفتی متراکم در آن، آن‌قدر زجرآور و مشمئزکننده است که نمی‌فهمم دیگران چه‌جوری تحملش می‌کنند. این‌ها را پارسال هم نوشته‌ام و بی‌خیالش می‌شوم. فقط این را بگویم که بنا به آمار خود کمیته امداد، سال گذشته با وجود تبلیغات شبانه‌روزی رادیو و تلویزیون و مایه گذاشتن از تاریخ و فرهنگ و مذهب و انسانیت و عاطفه و عشق و محبت مردم، کلا «پنج‌میلیارد تومان» کمک‌های نقدی و غیرنقدی جمع شده! دوباره بخوانید و حساب کنید: پ ن ج م ی ل ی ا ر د ت و م ا ن.

نمی‌شود این گدابازی را تعطیل کنید و به جایش نصف جوایز قرعه‌کشی صندوق قوامین، یا ده‌هزار تومان از فروش هر خودروی تولید داخل، یا یک ریال(!) از پول فروش هر لیتر بنزین در سال، یا ... را بدهید و این پنج‌میلیارد تومان را با مرام و غیرت و ایرانیت و عطوفت ملت طاق نزنید؟!

 (۳) جلوی موزه هنرهای معاصر، سازمان زیباسازی شهرداری تهران یک استند زده با عکس رسول ملاقلی‌پور و نوشته «هنر آن است که بمیرانندت پیش از آن که بمیری»! گیرم که تو جمله مرتضی آوینی را (که دقیقا برعکس این است)‌ یادت رفته، لااقل باید بدانی مزخرفی که قرار است جلوی چشم مردم نصب شود معنی دارد یا نه؟!‌ ای بمیری!

لينک نوشته