بهار...؟

...خوش‌خبر باشی اما
گرد بام و در من
بی‌ثمر می‌گردی
انتظار خبری نیست مرا
 
قاصدک در دل من
همه کورند و کرند
دست بردار،
دست بردار،
دست بردار،
دست بردار،
دست بردار،
دست بردار از این در وطن خویش غریب!
 
قاصد تجربه‌های همه تلخ
با دلم می‌گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب...

/ 7 نظر / 4 بازدید
saaede

دوست دارم این شعرو .تنها شعریه که با صدای خودم ضبطش کردم . قاصدک هان! چه خبر آوردی ... ّپوووف!اما غمش زیاده

مهدیه

قاصدک اگه سراغ کسی بیاد تا خبرشو نده نمیره... بهش فرصت بدید.. منتظر می مونه تا...

پگاه غلامپور

ما میتونیم اون قاصدک پر روهه باشیم که اونقدر دور اون بوم و بر شما بگرده تا کورها و کرهای دلتون شفا یافته خبر خوشمان را که دروغ هم نیست بدهیم و برویم پی کار و زندگیمان؟

به ناز

جر زنی نکنید آقا! این شعر ادامه دارد قاصدک!هان،ولی...آخر...ای وای! راستی آیا رفتی با باد؟ با توام،آری کجا رفتی آی! راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی جایی؟ در اجاقی، طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز؟ میبینید آقا؟! حتی اگر همه ابرهای عالم شب و روز...همچنان با گوشه چشم انتظار باید بود باید بود باید بود

منصوره

...در دل من همه کورند و کرند

انارام

گاهی به حرف تجربه های تلختون اعتماد نکنید... بعضی قاصدک ها کاملا واقعی هستن... با کلی خبر خوش

سین-جیم

مهم نیست که تو چی هستی مهم اینه که ما دروغ و فریب نباشیم