قصه‌ی شهرزاد غصه‌گو

 

با شهرزاد ایستاده‌ایم شریعتی سر میرداماد. در شلوغی عجیب و غریب چهارشنبه‌ای که چهارشنبه‌سوری نیست، اما نیروی انتظامی سور بگیر بگیر راه انداخته است، در ازدحام و سرگیجگی خرید و فروش آخر عید، در تذبذب پیروزی یا شکست در فینال هسته‌ای، می‌پرسد: شما رای می‌دین؟ می‌گویم نمی‌خواستم، تا همین چند روز پیش، حالا به شک افتاده‌ام. و قیافه‌اش را می‌بینم که یک‌جوری می‌شود!

رای بدهیم؟ رای ندهیم؟ مساله این نیست. مساله اره‌ای است که بد جایی‌مان گیر کرده است. ما نه راه پس داریم و نه راه پیش. مودبانه‌اش «آچمز» شدن است.
 
باز هم نمی‌خواهم طولانی بنویسم. خواهش می‌کنم این را بخوانید: ما آچمز شده‌ایم و البته تاریخ بالایش را هم ببینید: فروردین ۸۴. یعنی اوضاع بر همان منوال است که بود.
 
من تاریخ را خیلی خوب بلد نیستم. اما بعید می‌دانم حکومتی توانسته باشد به این آشکاری این پیام را به مردمش حقنه کند: «[...] ، همان‌طوری هم که من می‌خواهم [...]!»
لازم نیست جای سه‌نقطه‌ها فعل بدی تصور کنید، هر چه بخواهید می‌توانید بگذارید.
 
این واقعیت این روزهای زندگی ماست. آن موقع نوشتم :«من و ملتم، حقمونه خیلی بیشتر از این‌ها شادی داشته باشیم و آزادی، هنر، پیشرفت، منطق، زندگی و سلامت. اصلا این بعدی‌ها رو ول کن، حقمونه شاد زندگی کنیم، نیست؟!» و حالا مدتی است جدی به خودم جواب می‌دهم: نه، شاید هم نیست. مگر نه که خلایق، هرچه لایق.
 
حرف‌هایم با شهرزاد که هنوز در بلبشوی شب عید (چه بد عید شد این از صد عزا بدتر، چه بد عیدی! -ح.منزوی) سر پا نگهش داشته‌ام به درازا می‌کشد و در هر دقیقه‌اش کفه رای دادن و کفه رای ندادن بالا و پایین می‌رود. قصه‌ی شهرزاد غصه‌گو تا هزار و یک شبش هم پایانی ندارد. گفتم که، مساله، اره است.

 

/ 25 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حدیث

می شه تو لینکات اول اسممو بنویسی بعد فامیلیمو؟...این طوری اصلا دوستش ندارم..

ساغر

خب برادر .. روزهای زیادی در زندگی آدم می گذره و بهترین خاطرات از بهترین دوست ها که نه اما از دوست های خوب به جا مب مونه.. همون قضیه می رن آدما از اونا فقط...ه... و خلاصه جفنگیاتی از این دست ... اما چیزی که آدم ها هرگز نمی فهمن این است که چرا یکهو و بی خبر یک سری از آن دوست ها غیبش می زند و بدجور غیبش می زند و خبری ازش نمی شود و اصلا هم نمی گوید که چرا غیبش زده.. در حالی که خدا شاهد است و وبلاگستان هم که آنها زنده اند و جاوید. درست مثل شهیدان که نه.. مثل مفقود الاثرها..

saaede

روز جمهوری اسلامی مبارککککککک[نیشخند]

تولدت مبارک حسین!

پگاه غلامپور

'man khaste shodam az bas hey in blog ro baz kardam to va shahrzad vaysade budin shariati sare mirdamad khob ye poste dige benevis khobbbbbbbbbb

میثم

هم انتخابات تموم شد هم تعطیلات عید یه دستی بالا بزن بابا

ماندگار

سلام خوبید؟ سال نو مبارک ما رو که فراموش نکردید؟ لینکتون می کنم با اجازه...

فاطمه

بععععععععععله هم رفتنم خطاست و هم بازگشتنم چون اره در گلوی سپیدار مانده‌ام.

تغییر سرنوشت انتخابات

وقت زیادی نمانده. اگر به تغییر سرنوشت کشورتان علاقه مندید و دلتان می­خواهد به اندازه خودتان در این تغییر سهم داشته باشید ، معطل نکنید. این پایین لینکی گذاشته ایم که حاوی 20 تراکت ( همان طلاعیه) تبلیغاتی است. تراکت ها به صورت فایل ورد و پی.دی.اف هست و فقط باید از آنها پرینت بگیرید.همه را بخوانید و آنهایی را که به نظرتان تاثیرگذارترند برای تکثیر انتخاب کنید. لیست فایلها را هم همراه یک توضیح کوچک اینجا گذاشته ایم این پایین. این هم لینک دانلود مستقیم همه ی تراکت ها با هم. http://sarneveshtema.fileave.com/attachments.zip هر کاری می کنید، زود باشید! - پرینت بگیرید و کپی کنید و به دوستان و آشنایان بدهید! http://www.facebook.com/topic.php?id=85066858611&topic=9535 حامیان میرحسین موسوی