مگر این باد خوش از سمت عشق‌آباد می‌آید
که بوی عشق‌های کهنه از این باد می‌آید...

شده در یک لحظه، تا حد مرگ - انگار که داری قالب تهی می‌کنی - دلشوره بگیری، نگران کسی شوی که بوده و نیست؟
 نیست؟

گزارش پنج‌شنبه/
عصرهایم، بهترین لحظه‌هایم، دیگر نیست. انگاری که قلبم سوراخ می‌شود، پنج‌شنبه عصرها.

/ 8 نظر / 3 بازدید
من حسود

ای بابا!! يعنی من بايدبه اين «کس » (به فتح کاف!!) هم حسودی کنم؟؟

من دلتنگ

آآآآخ. اهل بی خبر دنيا!! چه ميدانيد چقدر است لذت اينکه در يک عصر پنج شنبه ی دلگير ، «حيلت رها کن عاشقا» گوش بدی و نوشته های يکيو بخونی که هيچ ربطی هم به تو نداره و ...آره. قلب من هم سوراخ ميشه. من هم. ميفهمی که؟؟

شهاب

نظريه ۵شنبه شده و اتفاقا عصر ۵شنبه ها زياد از اين لحظات با خودشان دارند

ليدا

آره من بارها نگران شودم اما سپردمش دست خدا

ليدا

آره اين جور نگرانی ها زياد پیش می یاد اما بايد همه چيزو سپرد دست خدا تا به آرامش رسيد

محمد

قديما می گفتن حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو. اما حالا بايد بگن حيلت رها کن ...ا عاشق شو عاشق شو. عاشق اگر شدی ۵شنبه ات هم بر می گردد

رضا

حسين عزيز، سر جدت بی خيال «عشق آباد» شو، خوب؟ نگرانمون نکن. بذار با هم می‌ريم. ۵شنبه ها هم دلتنگ می‌شی بگو بيام با هم بريم قليون!

ريحانه

چه خبره اينجا . احوال شما ؟