توی اتوبوس دیدم برچسبی چسبانده‌اند به یکی از شیشه‌ها که «برای سلامتی (یا تعجیل در ظهور) پادشاه عادل جهان صلوات!» و نظایر آن که در پاساژ مهستان و بازار مکاره دور و بر شاه‌عبدالعظیم و قم و مشهد، بسیار می‌بینی که بر پوسترها و برچسب‌ها و کارت پستال‌ها نقش بسته است.

انگار کردم که تمایل به آریستوکراسی (و حتی دیکتاتوری) در ناخودآگاه (گاهی هم خودآگاه) جامعه ما چنان است که راه نجاتش را از بدبختی و بی‌عدالتی - که تویش دست‌وپا می‌زند مثلا - در حاکمیت طبقه اشراف می‌جوید؛ دست‌کم تصویر ذهنی‌اش از حکومت ایده‌آل، تصویر دربار و دیوان یک حکومت آریستوکراتیک است.

مصداقش هم همین یک جمله نیست. در اشعار مذهبی مولودی‌ها و تعزیه‌ها، در انتخاب مضامین واژگان دعاها (اخیرا بیش‌تر)، در تمایل به هرچه اشرافی‌تر زیستن، در وقت و بی‌وقت آه کشیدن و یاد کردن گذشته (خاصه در تاکسی!) و حتی دفاع از دیکتاتوری (مثلا از نوع رضاخانی) همه و همه ردش قابل مشاهده است.

این جامعه ما  هم که می‌نویسم ادعا نمی‌کنم که این ما ایرانیانیم فقط. انگاری که در جوامع دیگر که حتی طعم دموکراسی را چشیده‌اند، هنوز آریستوکراسی جواهر است و خریدار دارد؛ وگرنه مردمان انگلستان و هلند چرا باید کماکان مفتخر به نظام پادشاهی‌شان باشند، یا کاتولیک‌ها هیبت و هیمنه شاهانه پاپ و تشکیلات واتیکان را برازنده بشمارند؟

 

/ 9 نظر / 3 بازدید

با آقای محمد تاج احمدی موافقم. بايد گريست. اما پيش از گريستن برای جامعه ، بايد به حال افرادی که در اين جامعه هستن گريه کرد. برای کسانی که حاضرند دست به هر جنايت و خيانتی بزنند و خم به ابرو نیارند و بعد خودشان را در نقش رابين هود جا بزنند. محض رضای خدا از اين جنگولک بازيها دست برداريد. تا کی ميخواهيد اطرافيانتان را با اين حرفهای خوشگل فريب بديد. افرادی که به اصلاح جامعه فکر ميکنند بايد خوشان صالح باشند نه اينکه چون به خلوت ميروند آن کار ديگر بکنند...

دروغ ، فريب ، ريا ، نفاق و ... اصلا حال آدم از امثال شما بهم ميخوره! لعنت بر اين همه دو رويی و دروغ غ غ غ غ غ غ غ غ غ غ غ غ

ندا

وای، این‌جا چه خبره؟ چرا دارن می‌کُشنت وحدانی؟

رضا

جناب وحدانی عزيز، به نظرم چند تا مساله رو با هم مخلوط کردی اون هم بدجور. مساله ظهور و نوع حکومت در زمان امام معصوم(عج) موضوع متفاوتيه با اون چه که جنابعالی آريستو کراسی يا ميل به ديکتاتوری ميخونيدش. اگر موضوع صلواته شما نفرست. بالاخره يه جورايی بايد آزادی بيان هم باشه ديگه، حتی اگه خوشمون نياد. (جسارت نباشه اما در باره زمان ظهور و نوع حکومت منابع خوبی سراغ دارم که اگر قبولشون داشته باشی می‌تونم به رسم امانت تقدیم کنم.)کاری هم به تصوير ذهنی مردم ندارم. آزادن که هر چی می‌خوان فکر کنن. درباره جوامع ديگر هم همين‌طور، فکر نمی‌کنم به من ربطی داشته باشه!

...

خوبه... تو که سال تا سال به روز نمی شدی اين روزا چه فعال شدي... می خوای شلوغش کنی که حواسا پرت شه... اين جوری اعتماد به نفست هم حفظ می شه... خصوصا که حرفای مدرن هم می زنی و واقعا به قول دوستمون: دل ها بسوزد...

وحيد

خوشحالم که هنوز معنی بعضی کلمات رو نمی دونم٬ چون احساس میکنم وقتی دايره لغاتم بزرگ بشه می تونم به زمين و زمان گير بدم حتی به...! جناب وحدانی جسارت من رو ببخشيد. من فقط می دونم که: و اکثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلک فرجکم. برای فرج و گشايش٬ زياد دعا کنيد که همين دعا کردنها موجبات آسايش و گشايش را برای شما فراهم می آورد. حالا می تونه با يه صلوات باشه و ربطی به آريستو کراسی يا چيز ديگه ای نداره.(البته به نظر من.) يه سر به وبلاگم بزنيد آخرين پست رو بخونيد٬ شايد براتون جالب باشه.

يهودا

آقا اون روز و يادته که گفتم يکی انشه جا گذاشته بود؟ دم صبحيه؟ آقا عجب روزی بود. ما اين سنگ توالتمون ايرانيه روش پستی بلندی داره؛خيلی ريزن ها اما هستن. باعث می‌شن وقتی آب می‌ريزی طرف هلپی پايين نره. یه ذرش بمونه. تکه های قهوه ای یا آجری که به سمت پایین کش اومدن.می دونی که چی می گم. مثه زخم خشک شده روی زانو وقتی با دوچرخه می خوری زمین؛خراش های قهوه ای. باید دوباره اب بریزی.با فشار تا ذره ذره کنده شه. این دری وری های این یارو بی نام هم همینه. ادامه بده ؛ذره ذره کنده می‌شن. ولی عجب روز عجیبی بود. سر صبح. دستشویی.هی روزگار....

بهزاد

رضا و وحيد! با احترام به آموزه‌های شما که به نظرم تکرار بیش از حد آنها توسط دیگران برای شما و شما برای خودتان بيش‌تر از عقلانيت و تفکر ؛ لجاجت و تعصب را جانشين کرده؛ با نگاهی به مشابهاتی در ملل و مذاهب ديگر اعتقاد به مثل ظهور دوباره مسيح يا بودا و حتی زرتشت و يا مثالهايی چون افسانه زورو سوپرمن و ... می‌توان به نتيجه گيری عقلانی از ماجرا رسيد. انديشمندانی چون بکت و نيچه و غيره هم بعضا اشاراتی به اصل موضوع داشته‌اند.مطالعه اونها هم بد نيست! کمی هم معاصر هستند و قابل فهم! وحيد؛ اميدوارم تو هم زودتر معنی بعضی کلمات رو بفهمی و به زمين و زمان گير بدی! چون همين گير دادن شروع فکر کردن و فهميدنه بدون تعصبه!