ايمان بياوريم...


پاییز امسال، بد سرد است. کار اگر به زمستان برسد، سرما استخوان می‌ترکاند. باور کنید.

قشلاق می‌کنید، هیزم می‌آورید یا درزها را می‌پوشانید، هرچه تدبیر می‌کنید، زودتر. من، پاییز به این سردی ندیده بودم. می‌خواهید یخ نزنید، بجنبید.

پ.ن
که گر گریزم، کجا گریزم؟ وگر بمانم، کجا بمانم؟

/ 27 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسين متوليان

سوزاندی و گرم گر گرم کردی آدم برفی تصورم کردی عمری به شراب لب نيالودم تب داشت لبت عرق خورم کردی! اينم يه شعر پاييزی زمستونی نذر مطلب آخرت... از خودم بود.

فا-عين

چی شد؟ نبايد کنکجاوی کرد؟

ميگويی ايمان بياوريم؟! من منتظرم... که تو نه گرم که شعله ور شوی شاید از این سرمای استخوان سوز حتی م...ن...ت...ظ...ر...

فاطمه

بقول مسعود . . ميخواهم بجا بياورمت مثل نماز...

الناز

پيش بينی ات اشتباه بود. الان چند روزيه که هوا گرمتر شده

Hedieh Taraghi

salam kojaii hossain jan ?na khabri na ahvali delam barat tang shodeh 1000 ta

کی میخواهی دست از سر ایمان بر داری؟ تو دیگه پدر ایمان رو درآوردی البته چرا که نه؟ تا آدمهای خری مثل .... وجود دارن نونو تو توی روغن هست. از این دختر به اون دختر. از این زن به اون زن. قبول باشه!

ساسانی خواه

سلام.وبلاگ هدی را امشب ديدم.چه کردين!بی نظيرترين وبلاگيه که تا حالا ديدم.

يه نفر

هيچ كي از اين جماعت دور و برت، سرماي زمستوني كه مي گيو تو مغز استخوناش حس نكرده. زمستان است حسين جون. زمستان است...