فضیلت‌های ناچیز - 2

 

... باید بر کمینه فضیلت‌هایی که از آن‌ها سخن می‌گویی - احترام، ترحم، مصلحت - فائق آییم. کمینه فضیلت‌ها بیش از رذیلت‌های بزرگ مرا می‌ترساند؛ زیرا چهره‌های دوست‌داشتنی دارند و به سادگی فریبمان می‌دهند.

 این از کازانتزاکیس است. و به گمانم تنها درس لازم برای زندگی انسانی است.

... چرا یک لحظه فکر نمی کنی که ممکن است خط کش تو کوتاه باشد وگرنه دیگران بی قواره نیستند. شاید هرچه هست از قامت ناساز و بی اندام ماست.

این را هم قیصر گفته. تنها درس لازم برای زندگی اجتماعی.

/ 15 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

من كه نفهميدم يعني چي، ولي 2شنبه يادت نره بياي.

marry

من ۱۹ سالم بود شما ۲۴ سالتون. من يه تازه وارد بودم، شما دبير تحريريه. شما اون موقع «سيم آخر» بوديد، حالا «گاهی می زنم به سيم آخر». حالا من ۲۴ سالمه و شما ۲۹ سال تون. حالا من «گاهی می زنم به سيم آخر» و شما هم گاهی. ینی من وقتی ۲۹ سالم بشه چی کار می کنم؟!

یک نفر

نمی‌دونم marry عزیز کم لطف و کمی بی‌وفا. اما هنوز قرار رنگ طلایی گندم‌زار یادم هست، در 29 سالگی. تو در 24 سالگی، چیزی از رنگ طلایی گندم‌زار یادت مونده؟!

یک نفر دیگر ...

سلام از آشنایی با نوشته های شما که خوب مسلما آینه ی خودتونن خوشوقت شدم . موفق باشید . نوشته هاتون رو خواهم خوند . یا علی ...

سارا

هی چرا زندگی خصوصی ات رو رو می کنی توی کامنتدونی بلاگ؟

یک انسان نه چندان معمولی

آره !کازانزاکیس یه جایی هم میگه: _ پدر چگونه میتوان خدا رو دوست داشت ؟ فرزندم با دوست داشتن انسانها! _پدر چگونه میشود انسانها را دوست داشت ؟ فرزندم با کشاندنشان به راه راست ! _ پدر راه راست کدام است ؟ راهی که به بالا میرود فرزندم ! ممنون که تمام لذتهایی که بعد از خوندن کتابهاش پیدا کرده بودم رو بهم یاد آوری کردید [گل]

نگار نوجوان

من فکر کردم مال گینزبورگه. اخه توی شب های تنهایی توی اون شهر دلگیر فضیلتای ناچیز گینزبورگو می خونم

مهدی موسوی میرکلائی

با سلام به روزم با خبر چاپ مجموعه ی "از لاله زار تا جمهوری" منتظر حضورتان با تشکر موسوی