۱/خب، خدا را صدهزار مرتبه شکر، داريم هنر ايرانی را به فضايی‌ها هم معرفی می‌کنيم! فقط می‌ماند موسيقی اقوام و رقص محلی و مجسمه‌سازی و نقاشی قهوه‌خانه‌ای و مينياتور و چندتا خرده‌ريز ايرانی ديگر (که اصلا شايد ايرانی هم نباشند، دستور بدهيد يک تحقيقی بکنند ببينيم نکند کار بيگانگان باشد) که در حال انقراض است، آن هم در برابر پيشرفت‌های امروز، خيلی اهميتی ندارد.

راستی بفرماييد، کيک زردتان سرد نشود.

۲/ اين هماهنگی‌شان من رو کشته! + و + و + و ... (الخ، منتظر بقيه‌اش باشيد.)

پ.ن/ از دوستانی که کامنت مرتبط با بحث می‌گذارند ممنونم، از دوستانی که کامنت مرتبط با بحث نمی‌گذارند هم ممنونم، از آن‌هايی که فحش می‌نويسند هم خواهش می‌کنم ننويسند. چقدر هم مثبتم!

/ 9 نظر / 3 بازدید

ميگن شگون داره آدم اولين کامنت رو بذاره.يعنی ميشه بخت ما هم وا شه؟

سارا

تو چرا اصولاْ گير دادی؟ خب چه اشکال داره ، تو بودی دوست نداشتی يه دست خطی چيزی از تو بره توی فضا ، فکر کنم چند وقت پيش سه هزار دلار ميگرفتن برای همچين چيزی ، همين دست خط رو می‌گما . من با اين مشکل دارم که توی خبرها نوشتن نمايشگاهی از آثار استاد تجويدی قرار است در فضا برگزار شود /، به چند تا کارت پستال می‌گن نمايشگاه؟

آزاده

ببين بهتره يا ننويسی يا يه جور بنويسی که...

صنم

ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست.هيچ حايل نيست. تو خود حجاب خودی حافظ از ميان برخيز! يادت نره.

لیدا

از اونهايی که وبلاگتو نميخونند چی ؟!

محمد

معلمی داشتیم در همان دبیرستان کذایی که به نصیحت می گفت: سعی کنید گناهایی رو مرتکب بشید که پس فردا جلو خدا شرمنده کوچیکیش نشید. آدم گناه گنده کنه سر فراز تره تا این وضعیتی که حالا شما توش هستی. آخه تیکه به کی؟مثلا اسم وبشم گذاشته سیم آخر.خب یا حرف نزن یا اگه می زنی مثل گنجی از ریشه و عمق وجودت بزن. فحشابس بود؟

marjan

آقا حالا که برنده جایزه شدین حداقل زود به زود بنویسین دیگه!!!!!!!!!

آباد

کاش می شد که به دل واژۀ من سر بزنید کاش می شد پی (وب لاگ) منم در بزنید. کاش می شد که بیایید به میخانۀ من وز اشعار خوشم یک دو سه ساغر بزنید. کاش می شد که بیایید به خلوت گه من تا بر اندیشۀ من جوهر باور بزنید. کاش می شد که بیایید و به بذل نظری واژه را در نظرم معنی دیگر بزنید. شده این جملۀ کوتاه مرا ورد زبان که به من سر بزنید، به منم سر بزنید من هم ضمن سپاسگزاری از ایشان عرض می کنم: وبلاگ مرا سر زده ای ممنونم آگه شده ای ز راز و هم افسونم کاش می شد که هماره نزد من آیی تو من عاشق شعر و گوییا مجنونم!