صدام رو گرفتند. می‌تونين فکرش رو بکنين؟ همين يه ساعت پيش توی همين اخبار ساعت هفت داشت نشون می‌داد که اون سرباز امريکايی داره کله‌شو چپ و راست می‌کنه و توی دهنش رو نگاه می‌کنه. عمرا؛ مطمئنم که دروغه. مگه ممکنه اين صدام واقعی باشه؟ معلوم هست چی دارين ميگين احمق‌ها؟!

وقتی داشت قيافه صدام- همين يارو که دارن جای صدام جاش می‌زنن - رو نشون می‌داد، يک لحظه از تصور اينکه ممکنه اين تصاوير واقعی باشه به خودم لرزيدم. به جواد گفتم اگه معلوم بشه اين يارو راست‌راستکی صدامه من يکی که حالم خيلی بد ميشه؛ گريه‌م می‌گيره؛ داغون ميشم اصلا. مگه مسخره‌بازيه آخه؟ صدام.نه، صدام .

می‌دونين درباره کی داريم حرف می‌زنيم؟ کسی که يه عمر بهش گفتيم صدام ‌يزيد کافر. هروقت هواپيماها و موشکهای عراقی می‌اومدن می‌گفتيم صدام اومد. هروقت يکی از هم‌محلی‌ها يا فاميلهامون رو افقی از جبهه برمی‌گردوندند پشت جنازه‌اش داد می‌زديم مرگ بر صدام. اين آخری‌ها که خيلی گفتمانمون عوض شده بود و باکلاس حرف می‌زديم می‌گفتيم ديکتاتور عراق. حالا چی؟ گرفتنش؟ از توی يه زيرزمين آشغال‌دونی و با اين ريخت درب و داغون؟ تو حال و روزی که يه افسر - يا حتی سرباز - آمريکايی بتونه چونه‌اش رو با دست بگيره و اين‌ور و اون‌ور کنه؟!

نه جانم! من از اين کلک‌ها زياد خوردم. همه‌ش الکيه؛ همه‌ش کشکه. من نميذارم زنده‌ترين ديکتاتور همه دوران کودکی و نوجوانی‌ام رو اينطوری تحقير کنند و به لجن بکشند. تاريخ هم اگه درس عبرت دادنش گرفته بهتره بره سراغ يه سوژه ديگه. حالا هم يکی پيدا بشه و رک و پوست‌کنده بگه اينا همه‌ش دروغه. صدام ذهن من، يه روزی بدون اينکه هيچکدوم از خبرگزاری‌ها و تلويزيون‌های دنيا بتونند بفهمند، يه گوشه‌ای می‌افته می‌ميره. در حالی که توی خونه‌ش راحت خوابيده، غير از سبيل‌هاش بقيه صورتش رو با مرتب تيغ تراشيده و تا لحظه آخر هم به همه اطرافيانش حکومت می‌کرده. بذارين توی اين دنيا، لااقل دلمون به يکی از باورهای بچگی‌مون خوش باشه؛ لطفا!

 پ.ن

حالم بد شد از نوشتن اين چيزای بالا، فقط بگم که يه آقای خيلی ارزشمدار(!)ای که يکی از ادعاهاش اينه که بهترين تيتر-زن توی مطبوعات ايرانه، از يه روزنامه‌ای رفته يه خبرگزاری‌ای؛ از اين تيترها کاملا معلومه:«عيسي» در آبادان وارد «كوچه‌هاي عشق» مي‌شود/گالري سيحون رفوزه‌هاي دوسالانه نقاشي را قبول مي‌كند/«جنون يك زن» آغاز شد/... منتظر شاهکارهای بعدی باشيد و البته اسم اون آقا رو نپرسيد!

پ.ن.۲

حالا حالم بهتر شد. رفقا! شما می‌دونين ده‌تا يعنی چقدر؟

/ 24 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساغر

هر کی باور کرد اون صدامه بياد من چن تا فش خوار مادر بش بدم. من تو « بي‌خيال درخت » منتظرشم.

ساغر

يه نفر کيه؟ ... کيه؟ من کی‌ام ؟ آنيما کيه؟.....ا خره آنيما که معلومه کيه! آخی! خوفه لااقل يکی رو شناختم.........

...

عجب چت روم باحاليه اينجا

سارا

چرا آپدیت نمی کنی؟ حتما همه چی رو باید بهت بگن؟!

سارا

اولين لحظه ای که روی صفحه اصلی ام .اس .ان عکس رو ديدم فک کردم غير ممکن کسی ختابرای يه لحظه فک کنه اين صدامه و تو دلم به بی چشم و رويی آمريکايی ها که همه رو اينقدر خر فرض کردن فحش دادم،حالا می فهمم اين انسان شناسی که من می خونم بدرد عمه ام می خوره.همه همون قدر که آمریکاییا می دونن خرن/.

سارا

نه نه نه نه نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به خدا اين نمی تونه نگاه يه ديکتاتور باشه چرا همه اينقدر خر شدن ؟چرا چرت و پرت می گن؟بهشون می گی اين نمی تونه نگاه يه ديکتاتور باشه می گن آزمايش دی.ان .ای انجام دادن! آخه بيشعورا مگه آزمايش دی.ان.ای را همين آمريکاييهای بی همه چیز نمی گن ما انجام داديم؟ حالا ديگه شاهد روباه شده دمش؟ دولت ايران بيشعور هم يادش به شکايت کردن افتاده.يکي نيست بگه آخه چطور به اين راحتی حاضرين باور کنين کسی که بزرگترين دشمنتون بوده و طولانی ترين جنگ قرن بيستم را بسته بهتون حالا با دستور چند تا نوجوون بی سرو پای آمريکايی بشين و پاشو کنه؟از خودتون خجالت نمی کشین اگه بفهمین دولتتون اینقدر کوچیک بوده؟/می گی مگه ميشه صدام را با اين ريخت پيدا کرد؟ميگن می خواسته پنهان باشه ! بدبخت کسيه که فکر می کنه برای پنهان شدن بايد ژنده بود ،يه مرد جنتلمن توی يه خونه ی اشرافی نمی تونه پنهان باشه؟؟

يك نفر

سارای عزيز؛ روزگار غريبی شده راست راستی. مردم فقط منتظرن که صبح به صبح يه خبر «خاص» توی روزنامه‌ها داشته باشند برای خوندن که البته اون هم در نهايت بتونه سوژه حرف زدن باشه و در خريت محض روز رو به شب رسوندن که با خيال راحت توی تخت‌خواب زيرورو بشن؛ يکی از اون خبرها هم گرفتن صدام. حالا اينکه اين صدام که سی‌وپنج ساله دهن همه عالم و آدم رو سرويس کرده مگه ميشه اين شکلی و با اين سر و وضع پيدا بشه و آمريکايی‌‌ها دم به دقيقه روان‌گردان بهش تزريق کنن و اون هم اطلاعات بريزه بيرون - عين دستگاه اتوماتيک فروش پپسی - اصلا مهم نيست.

يك نفر

...اصلا مهم نيست که صدام هشت سال تمام يکی يکی خوشگلای اين سرزمين رو شل و پل کرد و سرفه‌های آدمايی که شيميايی‌هاش رو تا ته قورت دادن هنوز هم به گوش می‌رسه و خاطره شب و روزای موشک‌بارون ... نه، اينا اصلا مهم نيست؛ فقط بايد تبریک به هم بگيم و بگيم که ديدی که چگونه گور صدام گرفت و بياين بچه‌های خوبی باشين نازی‌نازی‌ها .... يکی نيست بهشون بگه خفه شين آخه... می‌دونی حالا به چی فکر کردم؟ به اون چند روزی هم که لاله و لادن سوژه «انسانيت»اين آدما شده بودن... واااااااااااااااااااااااااااای! يعنی همه چی اينقده ترمال شده؟

سارا

مدتها بود بازمانده های جنگ رو يادم رفته بود .خل می شم وقتی يادم به مرکز درمانی جانبازان فک می کنم،به اونايی که صداشون بالا نميومد از سرفه .به اونايي که گريه می‌کردن و می گفتن وقتی از نظر روانی می ريزيم به هم از بچه هامون خجالت مي کشيم......................................................................................................................................................................................................................

سارا

اين کامنت آخری منو پاک کن لطفا!